جایزه ادبی لیراو

جایزه ادبی "لیراو" روز پنج‌شنبه 19 آبان 90 در کتابسرای عصر روشن تهران با معرفی ب

جایزه ادبی "لیراو" روز پنج‌شنبه 19 آبان 90 در کتابسرای عصر روشن تهران با معرفی برگزیدگان به کار خود پایان داد.

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) از خوزستان در این مراسم چهره‌های فعال ادبی همچون قباد آذرآیین، اسدالله امرایی، حسن میرعابدینی، سهند آقایی، علی‌رضا خلیفه، میترا الیاتی، میترا بیات، آذر کیانی، پوران کاوه، سینا محمدحسینی، فرانک کلانتری، ناهید عرجونی، زری شاه‌حسینی، علی‌رضا اجلی، بهاره رضایی و... حضور داشتند.

 

در این مراسم پیام احمد بیگدلی (داستان‌نویس) و دکتر اشک داهلن (استاد ادبیات و ایران‌شناسی دانشگاه سوئد و نروژ) قرائت شد و تعدادی از شاعران شعرخوانی کردند.

 

داوری جایزه ادبی "لیراو" در 2 بخش شعر و داستان در سه مرحله مقدماتی، نیمه نهایی و نهایی انجام شد. داوران مقدماتی بخش شعر فرهاد کریمی، سیاوش جلیلیان و منیره حسینی بودند و داوری نیمه نهایی آن را ثریا داوودی حموله، مانا آقایی، سهراب رحیمی، منصوره اشرافی و منصور خورشیدی انجام دادند و نتایج نهایی بخش شعر جایزه "لیراو" نیز به داوری پوران کاوه و آذر کیانی اعلام شد.

 

در بخش داستان نیز داوری مقدماتی را پگاه شنبه‌زاده، فردین کوراوند، فرانک کلانتری، مهدی رضایی و علی‌رضا اجلی انجام دادند.

 

داوری نیمه نهایی با حضور تینا محمدحسینی، فرحناز علی‌زاده و شهلا شهابیان انجام شد و نتایج نهایی داوری نیز پس از بررسی‌های احمد بیگدلی، مریم حسینیان و طیبه گوهری اعلام شد.

 

در پایان این مراسم اسامی برگزیدگان اعلام شد که از جمله آن‌ها در بخش شعر سعید باجوند از خوزستان برگزیده شد و محبوبه افشاری از قم و شیما مولایی‌فر از آستارا شایسته تقدیر معرفی شدند.

 

در بخش داستان فرزانه رحمانی از تهران برگزیده شد و زهره تهامی از شیراز و مرجان مجیدی از کرج شایسته تقدیر شناخته شدند.

 

هیات داوران و هیات موسس جایزه ادبی «لیراو» همچنین از از میترا الیاتی، مدیر سایت ادبی جن و پری، به واسطه حضور فعال در عرصه ادبی ایران با اهدای لوح تقدیر تجلیل کرد.

 

ناهید عرجونی (شاعر از سنندج) و آزاده محسنی (داستان‌نویس از تهران) که در سایت ادبی جن و پری فعالیت داشتند و ‌آثار خود را در این سایت منتشر می‌کردند مورد تقدیر قرار گرفتند.

 

فروغ داوودی خردسال‌ترین شاعر شرکت کننده در جایزه که صاحب 2 دفتر شعر است هم مورد تشویق حاضران قرار گرفت و از سوی دبیر و اعضای جایزه لوح تقدیر دریافت کرد.

 

در اختتامیه جایزه ادبی «لیراو» از اعظم کیان‌افراز، مدیر نشر افراز، به خاطر حضور فعال در عرصه نشر آثار ادبی در حوزه‌های شعر و داستان، تئاتر و نقد در سال 89 و میترا داور، مدیر سایت ادبی مرور، به خاطر پوشش خبری این جایزه ادبی تقدیر شد.

 

حمیدرضا اکبری (شروه)، موسس و دبیر جایزه ادبی "لیراو"، در این مراسم از روند شکل‌گیری این جایزه خصوصی گفت و برنامه‌های سال آینده دومین جایزه ادبی "لیراو" را اعلام کرد که از جمله آن‌ها می‌توان به بزرگداشت سیمین دانشور، نویسنده معاصر ایران، معرفی یک سایت موفق در حوزه ادبیات و هنر در سال 90، معرفی یک شاعر و داستان‌نویس از آن سایت و معرفی یک ناشر موفق که در سال 90 در حوزه ادبیات حضور فعالی داشته باشد، اشاره کرد.

 

اکبری اظهار کرد: به دلیل خصوصی بودن این جایزه از کمک‌های مادی و معنوی علاقه‌مندان برای دومین دوره جایزه ادبی "لیراو" استقبال می‌کنیم.

 

او همچنین گفت: فراخوان دوره دوم این جایزه اسفند 90 منتشر می‌شود.

نویسنده : جایزه ادبی لیراو : ٢:٤۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٢ آبان ،۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

 

اختتامیه لیراو

 

19 /8/90

تهران خیابان مفتح نبش سمیه کتابسرای عصر روشن ساعت 3 عصر باحضور

 شاعران و نویسندگانی از استانهای خوزستان -گیلان -اصفهان -کردستان و

شیراز و بوشهر

 

نویسنده : جایزه ادبی لیراو : ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٥ آبان ،۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

بزودی تاریخ اختتامیه جایزه ادبی لیراو اطلاع رسانی خواهد شد

زودی  تاریخ اختتامیه جایزه ادبی لیراو اطلاع رسانی خواهد شد

دبیر جایزه ادبی لیراو :

برای  این اختتامیه بر نامه های ذیل پیش بینی شده است :

تقدیر از دو مدیر سایت برگزیده فعا ل ادبی  در سال 89

تقدیر از ناشر برگزیدهاز سوی  هیئت موسس جایزه ادبی لیراو

تقدیر از شاعر و نویسنده برگزیده این سایت ها (یک شاعر و یک نویسنده )

تقدیر از سه شاعر شر کت کننده در فراخوان لیراو

تقدیر از سه نویسنده شر کت کننده در فراخوان لیراو

تقدیر از داوران جایزه ادبی لیراو 19 نفر

اعلام رسمی نام اعضائ هیئت موسس جایزه ادبی لیراو

رو نمایی از سایت ادبی لیراو ویژه ادبیات ایران و مهاجرت

اعلام برنامه سال نود جایزه ادبی لیراو

 

نویسنده : جایزه ادبی لیراو : ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٤ مهر ،۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

شعر های راه یافته به مرحله نهایی جایزه ادبی لیراو

 

1

خاوری که میانه ندارد

 

 

مردم

درخاوری که میانه ندارد

درچندچیزمشترک اند

وقتی کتک می خورند

مردم اند

وقتی می میرند

مردم اند

وقتی

آزادی درگلوی خاطره شان گیر می کند

مردم اند

که خوکرده لابلای همین مرگ نزدیک

آن قدر پا می فشارند

که  در میدان تحریر

تغییر

لولو می آفریند

 

مرگ

دست آموز رییسان جمهوری است

که با نطق های آتشین

بارانی از تیرو تحقیر

به آن ها هدیه می کند

کجای جهان ایستاده ام

که انقلابی های دیروز

این گونه پوستین عوض می کنند

 

وقتی تو

با آن لباس سپیدت

از کرانه های مدیترانه

تا خلیج فارس

جلوه گری می کنی

شرق وغرب

برخاوری که تحریر ندارد

چنان می رقصند

که دندان های سپیدشان

جگرگاه میانه را

می بلعد

 

عروسی که توباشی

خاور!

 میانه ات را برباد می دهی

این گونه که باد

دردامن می پیچانی

ودست درگردن هرزگان می کنی

 

 

لبانت را

بوسه ای کن

وقتی

چشم های سبزت را

لابلای زیتون زارها می چرخانی 

 

این ابرهای مدیترانه

عجیب بارانی اند

 

سعید باجووند

 =============

براهیم اکبری دیزگاه




1
چه مي شود کرد

با معشوقه هاي معاصر




به جاي پوست گرفتن از ترنج يا پرتقال

سيب زميني پوست مي گيرند

  يا پياز خرد مي کنند.

2



نه بیماری را شفا می دهم

نه عصایی برای اژدها شدن دارم

نه شتری را  از دل کوه بیرون می کشم

و نه برایتان قرآن می خوانم

تنها معجزه من

همین پیامک است

" من ابراهیم هستم

ابراهیم اکبری دیزگاه

فرستاده خدا نیستم

اما دوستت دارم"

3

 ============

 

فاطمه بیرانوند                                  

سال هزارو نهصد و چهارده

جهان به جنگ خویش می رود                                   

هزارو نهصد وهجده                                 

جهان از جنگ خویش برمی گردد

به تاخیر بیفت

سال هاست که صلح در تاخیرنطفه می بندد

و تاخیر در بیست سالگی من

فکر کن

تنهایی ، سایه ی پیر تفنگی است که می گوید:

صلح

نه از کبوتر شروع می شود

نه از زیتون

بلکه نیایش کوچک گنجشک هایی است

که می دانند

بهشت

نام قبیله ای است در همین نزدیکی .

   (2)

درچشم های تو که باشم   

چه فرق می کند

این رودخانه ها فکرهای تو باشند

یا خواب هایی که یک مرد خنگجو ببیند

ببین امروز

ایران سرش پایین است

و پرنده ها برهنگی اش را نوک می زنند

حلا از دیدبانی چشم های تو

که مدام نگاهم را باز داشت می کند

از استکاه هایی که مادرم

خواب هایش را در ان نمی ریزد

از تمام نقطه هایی که نامی برایم ساخته اند

می خواهم که تنهایم بگذارید

که خودم نباشم

بدون ((.... ))1

بدون (( ......... ))2

بدون اینکه کسی بفهمد

از سوراخ ته کفشم به دنیا امده ام

جایی که زمین مرده است // توضیح: 1 و 2  نام و نام خانوادگی شاعر می باشند

===========================

4

داوود ملك‌زاده

 

 

اجباري

مثل سربازي گم‌نام

ـ كه با عشق به وطن ـ

به جبهه مي‌رود

دوست‌ات دارم،

مثل سرباز وظيفه

ـ كه مجبور است بجنگد ـ

دوست‌ات دارم.

تو

مين ميدان‌هاي جنگي هستي

كه يك روز به جاي دشمن

زير پاي من

منفجر مي‌شوي.

 

 

عاشقانه

هر قدر هم كه دور باشي

شب، ماه كه مي‌تابد

كنار پنجره بيا و خوب نگاه كن!

دل‌ام خوش است

جايي را مي‌بينم

كه تو هم نگاه مي‌كني.

==============

5

 

 

کمتر بگو از خانه    

خانه میان خیابان خوابیدن دیشبم بود

خیابان از خانه ی پدر شروع شد و

به خانه ی مرد پرتاب شد با تمام ماشین ها و نشانه ها

خیابان میان دو خانه خوابیده

با قرار تو بیدار می شود بیقرار تو

یک سرش را به دریا وصل کرده اند

سری را به کوه

سری به آسمان دارد سری در زمین به شکوه

یک سر که هول برداشته از خانه ی مرد

که هر شیرش را که باز کنی

خون با فشار کف حیاط را می شورد

انگشت ها حین اشاره می ریزند در فضاش

شیرها که فقط باز می شوند

تا اثاث خانه را بلند کنند از اساس

خون مردگان دفن شده

ماشین روی خیابان را پارو می کند او

ادریس! یا ادریس!

تو بودی که از انواع من یک جفت

توی قایقت گذاشتی ریختی

کف  خیابان دریا را

یادت هست صبح ها که جارو زیر اثاث خانه را

جارو می کرد از اساس

یکهو از خواب می پریدی با صدایی که در خواب گفته

بلند شوی زیر پایت  را جارو کنی

هفت گنج پادشاهی ست

تو محکم ایستاده بودی  روی چاه خون

تا نزند بیرون

و ادریس و هم کارانش برای تو کار می کردند

دمپایی شروع کرد به خیس شدن

سیمان دم دستت بود جهت دادی

لوله کشاندی زیر پاهایت

در دم ابتکار را در دست

با سیمان های گرفته در گلویم هر روز

گنگ تر می شوم از شب پیش

محکم ایستادی روی چاه خون

تلخ خون های سیاه را لوله لوله کشیدی

بخور تا قیر شوی

بخور تا میان خیابان قیر تو پیداتر شود

قیر و سیمان توی گوش ، بینی ، چشم

تمام دریچه ها

مگر چاه ، چاه خون سر باز کند

شبی خون ، خون دریچه ها را باز کند

کمتر بگو از خانه هر چند حالا

هوای دم عید است

مادر لباس هایش را از تشت خون بیرون آورده  اتو کشیده

خواهر گفت

برگرد دیگر در یخچال ها را که باز می کنی

خون با فشار نمی ریزد کف اتاق ها

گفت برگرد پدر قول داده این بار حین خوردن خون میوه ایت

برای یک  بار اگر بتواند ببوسد چی را ببوسد مرا ببوسد کی را ببوسد

کی مانده که ببوسد

تو کیستی با کی حرف می زنی

ابلیسی یا ادریسی  یا اسحاق

الو سلام ابراهیم

سلام دوستان

من ابراهیم ام

مهمان غیر معتاد شما و علاقمند به سلامتی

معتادان در حال بهبودی

یک دقیقه سکوت برای معتادی که همین دیشب

تا ساعت دوازده هم زنده بود

داشت کف خیابان را جارو می کرد

قایق های خیابان را جهت نمی داد

پارو نمی کرد!

زری شاه حسینی

 

 

 

 =====================================

6

 

پروانه حسین زاده    

 

     سایه ی زنی در من      

زنی  در درونم نفس می کشد                                              

              موهایش بوی شامپوهای ضد شوره نمی دهد                                   

عطر یاس های باغ همسایه می بارد از تنش

صورتش را بی حوصله آرایش می کند

می ترسد از نبض کویر

در من زنی می روید

به اندازه ی سرمه های نکشیده بر چشمهایم

آن زن

                                           غریبه ای است که قلبم را اسیر کرده                                       

می گوید تو با ارزشی

تا می آیم حرف زنم

فریاد می کند

لج باز است  اما  پر از حس شکفتن

یک زن در من نفس می کشد

پر است از دلیری گرد آفرید

رودابه می شود گاهی

و من در معماری شهر رویاهایش گیج خواهم شد

 

 

 

 ===================

7

سیامک برازجانی

 

 

 

 

کاغذ اخبار

1-

بگو چه بنویسم

که حرف زدن

چهار نعل به کویر

                             می ریزد ...

 

من در دهانم زنده ام

و حرام جان من

                         جانم است

 

2-

از شمال اشرف*

تا جنوب باغ شاه

هزار حرف ناموثق

                           اعدام می شود

 

3-

بریده بریده پخش می شود

                             اخبار

بریده بریده پخش می شود

                              چشمه

بریده بریده پخش می شود

                                چشمم

و ابر

      در باران

جلبک می بندد

 

4-                                           به یاد میرزاده

چرا هر واژه

سربی روی کاغذ

                     سرد می شود؟

چرا همیشه

از شورای ملی

                تا جانم

مهمان ناخوانده

                    میزبان هرچه سرد نمی شود است

و در زدن

روی کلون در

                     تاخیر نمی کند؟

 

پی نوشت:

اشرف: اشرف الدین حسینی گیلانی شاعر بزرگ معاصر و مدیر جریده نسیم شمال و شاید مبدع انتشار اخبار رسمی سیاسی و اجتماعی به صورت نظم و شعر

 

====================

8

 

 

این‏طور که ساعت می‏گوید

 

 

 

 

همین لحظه‏هاست که بیایی

بگویی؛

"پشت پنجره،

برف تنها از چراغ ماشین می‏بارد"

زمین کاغذی سپید شود

رد کفش‏هامان را در آن

نقاشی کنیم

زمان اما بی‏آنکه از خود ردی بگذارد؛

می‏گذرد

آن‏قدر که برف‏پاک‏کن

روی شیشه تپه‏ای بسازد

که آسمانش مدام

سپیدتر می‏شود؛

سحر می‏شود

سیگار روشن می‏کنم

مِه،

انتهای کوچه را می‏گیرد

هر بار قرارهایمان از کافه‏ها،

به خیابان می‏رسید،

انگشت‏ اشاره‏ای ماشه را بغل می‏کرد

گلوله‏ها به دنیا می‏آمدند

و آمبولانس‏ها مدام جمله‏ای‏ را تکرار می‏کردند؛

یعنی یکی از ما کم شده

یعنی تو نیستی

و عقربه‏ای که تنها

ثانیه‏ها را شمرده است؛ می‏داند

چند بار دور این میدان چرخیده‏ام

چند بار نبودنت را تکرار کرده‏ام

پای کدام ماشین را به میان آورده‏اند

که گل‏های روسری‏ات

این‏طور خیابان را در آغوش گرفته‏اند

و ریشه‏هایشان...

 

رضا راد

 

 ======================= 

سعید یوسفی

 

(  فاصله  )

 

باران  مي بارد

برگه هايم خيس ميشوند

كلمات سينه خيز به سمت جوب ميروند

 

صبح كه پنجره  را باز كني

شعرم حياط را شسته است

تمام اتاقت معطر ميشود

 

ما بكديگر را ميابيم

هر چند فرسنگها از هم دوريم

 =================

 

             دوشعر از شیما مولایی فرد

وقتی موریانه ها

پرواز چوب را

به تماشا نشسته اند

اعصاب من

 زیر دندانشان له می شود

وقتی صندلی زیر پایم

بی دلیل

فرو می ریزد

تازه یادم می آید

موریانه ای هم بود

که عصای سلیمان را

جوید

............................................2

انگشت اشاره ام

را

به نخ باد بادکی بسته ام

که مرا به آسمان

و آسمان را

به چشمان تو

گره زده است

 ==================

11

 

شب سرد

 

سایه ام را آتش زدم

بر بام شهری که

                     به خواب رفته است .

در من آه است و آوای آهوان تنها

در من پنجره ای ست شکسته و

تکه ای شب زخمی سرد .

 

                                                                (  شب سرد

                                                                شب پره ی لرزان

                                                                 گلدان خالی ...  )

و این فنجان نیمه کاره

از کناره های تاریکی سر می خورد

تا نزدیکی ماه .

 

 

 

شهریور 1389

 

 

 

 

 

زبانه ی شعر

 

 

از میان بازوهای ام

شعر و آفتاب جاری است

به نرمی

و دخترکی تازه

از اعماق رگ های ام می جوشد

دخترکی تازه

که بر لبان اش پرواز

ماسیده است .

 

پیاله گردان

از بن اشک های ام روان می شود

با کلاه قرمز و

آتش و

سکوت

و با نسیم عطرآگین

حافظ شیراز .

دخترک

از نردبان نیلوفر بالا می رود

رها بر پوست آسمان

شعر درمن

زبانه می کشد .

مرداد 1389

شهرام عدیلی

 ==========================

 

لادن جمالی

 

چشمهایت بنفش

 

 

چشم هایت به بنفشم نمی خورند

هرچه بیشتر می تراشم این مداد رنگی را هم

و  حفره های پنجره هي بور می شود

 

  یال ِ اسبم در دست و شلاق ِ من       بر  چقدر ِ درد  

 انگشتانم چرق چرق می شکند خوابی که فردا را ندیده بودم

 

برو 

پشت سرت را همین شعر می بوسد

این  بادها هم دیگر حوصله ي بردنشان  به سر  

 

دوری  

از من دور   و   حفره های پنجره  هي بور  می شود

بور می شود دلم را که دوره می کنی

مرورت که می کنم حتی بعد

بعد ها تر حتی      که غلط های دیکته ام می شوی      گرچه تقلب هم

دوری وقتی که دلم را دور می زنی      و شلاق ِ من بر     چقدر    درد    

 

من اما سقم از تو  

 آن قدر كه سر و تهم را بزنی باز 

از در پرت کنی از پنجره هم بور

حفره های پنجره بور تر می شود

 

مي نويسم ات:   

اخم نکن آقا

لبخند

از همین دورهای پر فاصله خنده ات را می بوسم

موهایم را می زنم پشت گوشم 

 یال اسبم  هنوز در دست   و شلاق ِ من       بر همین  شعر

نمی پرم از خواب این بار اگر ببینمت

 

 

 

پهلوی تو

--------

 

زیر  ِ ارغوان ِ انگشتت      دراز کشیدنم می آید

شکل بوسه که می نویسی

و این شعر دراز می شود از انگشتانت

تا  قوزکم  و  زانو  و  از آستینم می زنی بیرون

 

 پهلوی ِ تو چقدر گرم ست

و پهلوی ِ تو عطر ِ وحشی اش را بینی ام می فهمد

 

حالا مداد را که می جوم       چشم های تو لعنتی ترند

می کشند موهایم را

و می دهند مداد را به علی       که چپ چپ کوچه را دید بزند

 

و مردک توی کافه هی قهوه اش را به من زل می زد

و چشم هاش شکل ِ دیروز ِ تو بود که بوسه می نوشتند

چرت زدنم گرفته بود بیشتر

 

هی  نی می زنم به این وقت که گل نمی دهد دیگر

هی هی گوسفندهایم را چقدر باید این خواب بشمرد

این شب به موهای من گیر کرده شاید    که رفتنش نمی آید

بیخود لحاف را پس نزن

این قصه سرش خیلی از این حرف ها دراز تر ست

 

سوار دارد چهار نعل چشم هایم را می گذرد        بکوب

قصه را لب هایم ترک می خورد

موهای مدادم را باد می سوزد

نخ ِ این حوصله را بکش      بشکاف

قرعه به نام ِ تو مي افتد  اما       خوش باش

 

این گل    به گلوگاه لب های ِ من بُل نمي دهد

چشم های دریده        دلم را تیر می کشد

علی       چپ و راست در کوچه نی می زند

پهلوی ِ تو  از کافه گرم تر ست

این شعر را هم از هر جایش که بگیری  کوتاه نمی آيد  جز از آستینم  که شکافتنش می خواهد امشب

 

چقدر خمیازه کشیدنم گرفته      زیر ِ ارغوان ِ انگشتت

 

 ================================================

 

محبوبه افشاری

 

 

دیوانه سرش را دزدید

گل سرخی  به سویش پرت کرده بود

زن

 

2

حق داری

لب خند بزنی

دنیا

کثیف تر از

دندان های جرم گرفته ی توست

3

به هر طرف نگاه می کنم

در حصار آینه ام

آینه

آینه

آه

دیگر نگاهم نکن

4

حتی آرام

حتی مثل پر کاه

روی شاخه ننشستیم

گنجشک هم نبودیم

شاخه ی شکسته

زمینمان زد

 

 

 

===========

نویسنده : جایزه ادبی لیراو : ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٠ امرداد ،۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

لیست داستان های راه یافته به مرحله ی داوری نهایی جایزه ادبی لیراو

لیست  داستان های راه یافته به  مرحله ی داوری  نهایی جایزه ادبی لیراو

نام داستان                            نام و نام خانوادگی              

1)مرگ سفید                            فرزانه رحمانی                 

2)آن چشمِ بالای گنبد خانه             روح الله کاملی                 

 3)شرط                                احمد جهان بین                  

4)یک سه شنبه دیگر                   فائزه چشمه سنگی             

5)ابرها می خواهند ببارند           ملایر                               

6)این هم از این                        سودابه فرضی پور                

7)راز گیس های بافته تو              مرجان مجیدی                    

8)جاودانگی                           نجمه مولوی                     

9)ورق بزن                            زهره تهامی                       

10)بوی عود ، یک فنجان چای         اکرم حسن زاده                

Chance  11                          حمیده واعظ زاده              

12)شانس                                 میترا بیات                     

نویسنده : جایزه ادبی لیراو : ٩:٤٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢ امرداد ،۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

خبر ی از جایزه ادبی لیراو

سلام دوستان

 

کا رها در دو بخش شعر و داستان در حال داوری نهایی است . لذاپس  از داوری اسامی

برگزیده گان دو بخش و راه یافتگان به مرحله نهایی و برخی از آثار را در این  وبلاگ درج

خواهیم کرد .

                             با تشکر دبیر جایزه ادبی لیراو

                                                                                                                   

نویسنده : جایزه ادبی لیراو : ٧:۳٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٢ تیر ،۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

آرت نا: داوری جایزه ادبی «لیراو» که فراخوان آن تا سی اردیبهشت ماه بود، آغاز شده

حمیدرضا اکبری شروه دبیر جایزه ادبی لیراو در گفت و گو با مهدی رضایی خبرنگار «آرت نا» اظهار داشت: جایزه ادبی لیراو روزهای پایانی خودش را می گذراند و با دسته بندی آثار رسیده کار داوری در دو بخش شعر و داستان شروع خواهد شد.
وی همچنین ادامه داد: قرار شده است پس از پایان داوریها و اعلام نتایج نهایی در گوشه ای از پایتخت با همت برخی از دوستان پایانی کوچکی برای این جایزه ادبی گرفته شود و با پیگیرهای به عمل آمده و گفت و گو با هیئت موسس قرار شده است از تلاش چند ساله مدیر سایت جن وپری و یک ناشر که در زمان فعالیت خود تا کنون آثار ارزنده ای را منتشر نموده است، تقدیر به عمل بیاید.
دبیر جایزه ادبی لیراو در خصوص پایان یافتن کار داوری داستانها و شعر های درج شده در سایت جن وپری در سال 89 گفت: نفر برگزیده در بخش شعر و داستان این سایت انتخاب شده اند که در زمان اختتامیه نفرات اعلام خواهند شد.
شروه بیان کرد: چون کار داوری در بخش دیگر این جایزه ادامه دارد از ذکر نام داوران خودداری می کنم تا در پایان کار این جایزه داوران هر دو بخش سایت جن و پری و آثار ارسالی داوری شده را اعلام خواهیم نمود.
وی در خصوص حجم آثار رسیده گفت: استقبال به اندازه ای بوده است که از کشورهای فارسی زبان نیز برای ما آثاری ارسال شده است و ما این آثار را در مسابقه جایزه ادبی لیراو شرکت داده ایم.
وی در پاسخ به برخی از مشکلات بر سر راه این جایزه گفت: بگذارید چیزی نگویم بقول شاعر "من از بیگانگان هرگز ننالم / هر آنچه کرد با من آن آشنا کرد".

نویسنده : جایزه ادبی لیراو : ٩:٠٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۱ خرداد ،۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

استقبال از جایزه ادبی لیراو

 

به گزارش مهدی رضایی خبرنگار «آرت نا»، حمید رضا اکبری شروه از استقبال خوب مخاطبان از این جایزه ادبی خبرداد.
حمید رضا اکبری یکی از اعضای هیئت تاسیس این جایزه در گفت و گو با خبرنگار «آرت نا» دراین باره گفت: با توجه به مدت زمان کمی که برای ارسال آثار معین شده بود تعداد آثار ارسالی بیش از 700 عنوان بوده است.
شروه درادامه گفت: بزرگترین ایرادی که به جشنواره ها گرفته می شود به خاطر داوری است و ما برای اطمینان دادن به شرکت کنندگان از سه مرحله داوری استفاده می کنیم تا آن اثری که باید، برگزیده شود.
شروه همچنین گفت: متاسفانه بعضی ازآثار طبق شرایطی که در فراخوان گفته شده بود، ارسال نشده و یا بدون نام ونشان هستند که این ها متاسفانه به مرحله داوری راه نمی یابند.
قابل ذکر است که مهلت ارسال آثار به این جشنواره تا پایان اردیبهشت می باشد.

نویسنده : جایزه ادبی لیراو : ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

← صفحه بعد